اکنون نوبت ماست – 06 | Persian

🚫 آخرین مرحله نظام پولی و آمادگی برای پول جدید | اعتماد متقابل به‌عنوان تنها راه‌حل…

خوش آمدی دوباره.

چرا این بار طلا کمکی نخواهد کرد، در حالی که همیشه در چنین موقعیت‌هایی راه‌حل بوده است؟ مگر طلا همیشه قهرمان فیلم نبود؟ چرا این بار نه؟

اول یک مرور کوتاه انجام می‌دهیم. نگران نباش، طولانی نمی‌شود.

تو می‌دانی ارز ذخیره جهانی چیست. بله.
همچنین می‌دانی که پیش از آنکه دلار آمریکا رئیس میدان باشد، پوند استرلینگ بریتانیا این نقش را داشت.

و از قبل هم می‌دانی که دارندگان یک ارز ذخیره جهانی دیر یا زود به این فکر می‌افتند: «اتصال به طلا؟ بی‌خیال شویم.»
و البته فوراً هم به دیگران نمی‌گویند. چرا باید بگویند؟ شفافیت کار خسته‌کننده‌ای است.

این شیوه همیشه دردسر ایجاد کرده است. چرا؟
چون هیچ‌کس برای همیشه فریب نمی‌خورد. گاهی دهه‌ها طول می‌کشد. مردم مدت زیادی در خواب می‌مانند. اما بالاخره نسلی برمی‌خیزد و می‌گوید: دیگر بس است.

می‌دانی که رئیس‌جمهور نیکسون در سال ۱۹۷۱ ارتباط دلار با طلا را قطع کرد. تمام.
و ناگهان آمریکا به ابرقدرت و ثروتمندترین کشور جهان تبدیل شد.

و حالا بخش هیجان‌انگیز ماجرا:
اگر این کار را کامرون انجام داده بود، امروز کامرون ثروتمندترین کشور جهان بود. نه آمریکا. نظام قدرت در سیستم پولی به همین سادگی کار می‌کند.

یعنی هر کس اتصال به طلا را قطع کند، قواعد بازی را تعیین می‌کند.
این بار آمریکا بود. صد سال پیش انگلستان بود. چرخ‌وفلک همچنان می‌چرخد.

کشورهای دیگر مؤدبانه پرسیدند آیا نمی‌توان به وضعیت عادی بازگشت.

پاسخ چه بود؟ تحریم…
یعنی: بحثی در کار نیست. فقط فشار. فقط اهرم. فقط «همان کاری را بکن که می‌گویم». بسیار محترمانه.

و چون هیچ‌کس با اطمینان صددرصد نمی‌داند پایان این ماجرا چه خواهد بود، از همه خواستیم پرچم سفید نصب کنند – جلوی خانه، روی خودرو، روی مچ دست – تا به هر چهار طرف (آمریکا، چین، روسیه، اروپا) نشان دهیم: ما غیرنظامی هستیم. ما نمی‌خواهیم در این بازی قدرت شرکت کنیم.

ما آینده را نمی‌دانیم. و درباره آن حدس هم نمی‌زنیم. فقط به آنچه تاریخ نشان می‌دهد نگاه می‌کنیم.

چرا تقریباً هر صد سال یک پول جدید به وجود می‌آید؟
تصادف است؟ یا یک الگوی تکرارشونده؟

پول ساخت کلیسای جامع کلن، ایاصوفیه استانبول یا نوتردام پاریس کجاست؟
آیا ناپدید شده؟ بخار شده؟ نه. جایگزین شده است. به همین سادگی.

پول که پیر نمی‌شود. موهایش سفید نمی‌شود.
از نظر تئوریک باید هنوز با اولین پول تاریخ معامله می‌کردیم. اما این‌طور نیست. چرا؟

اگر پول قدیمی دیگر استفاده نمی‌شود، پس پول امروز ما هم روزی جایگزین خواهد شد.

چرا تقریباً هر صد سال یک درگیری بزرگ نظامی رخ می‌دهد؟ و چرا پس از آن پول جدید می‌آید؟ ترتیب جالبی نیست؟

ما در یک بحران ارزی هستیم. به‌صورت رسمی آن را بحران اقتصادی می‌نامند. ملایم‌تر به نظر می‌رسد.
دقیقاً چه زمانی این بحران اقتصادی تمام می‌شود؟ آیا تاریخی شنیده‌ای؟

این پرسش‌ها خطاب به دکترها، پروفسورها و همه کسانی است که ادعا می‌کنند همه‌چیز را تحت کنترل دارند.

آن زمان هم دقیقاً همین صداها بودند که کارآفرینان را آرام می‌کردند: «همه‌چیز باثبات است.» «همه‌چیز تحت کنترل است.»
و بعد چه شد؟ بسیاری از شرکت‌ها مجبور به تعطیلی شدند. و آن کارشناسان بزرگ؟ ناپدید… سکوت کامل.

هدف ما این است که بفهمی با چیزی کاملاً متفاوت از آنچه بسیاری امید دارند روبه‌رو هستیم. و نباید این موضوع را کورکورانه به هیچ گروهی بسپاری.

به‌جای اینکه صادقانه بگویند: «نمی‌دانم»، همچنان صحبت می‌کنند. این را می‌شناسی.

چرا باید به ما اعتماد کنی؟

نام من را در گوگل جستجو کن: «FRANCIS TONLEU».
گزارش‌ها را ببین. خودت تصمیم بگیر. نه گورو هستم. نه وعده نجات می‌دهم. فقط بررسی کن.

من چیزی ندارم. مالک چیزی نیستم.
جز دانشم. و آن را هیچ‌کس نمی‌تواند از من بگیرد.

حالا داستانی برایت می‌گویم. بعد به بخش پایانی می‌رویم.

در سال ۱۹۷۱ نیکسون اتصال به طلا را قطع کرد. روشن بود که این قدم کوچکی نیست.
پس از او چندین رئیس‌جمهور آمدند. هیچ‌کدام اتصال قبلی را بازنگرداندند. این‌ها واقعیت‌اند. لطفاً خودت بررسی کن.

چه باید می‌کردند؟ دوباره به طلا متصل می‌کردند. ساده به نظر می‌رسد. اما وقتی یک سیستم پنجاه سال بدون طلا کار کرده باشد، دیگر ساده نیست.

اکنون، پنجاه سال بعد، آماده‌اند دوباره این کار را انجام دهند. و اینجا ماجرا جالب می‌شود.

کل ماجرا را مانند یک بیماری تصور کن. در ابتدا به‌سختی متوجهش می‌شوی. بعد همه‌جا را فرا می‌گیرد. سپس درمان ناخوشایند می‌شود. دقیقاً در همین نقطه‌ایم.

ارز ذخیره ما که به طلا متصل نیست، با سایر ارزهای خوب در هم آمیخته شده است. حالا سیستم به‌صورت جهانی در هم تنیده است. یعنی هر تغییری در دلار همه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تو را هم.

درباره یورو دیجیتال و دلار دیجیتال شنیده‌ای. بله، این همان پول جدیدی است که در حال آماده‌سازی است. و قرار است دوباره به طلا متصل شود. شاید نه از همان ابتدا. شاید بعدتر. قدم‌به‌قدم.

❌ و دقیقاً اینجا معضل قرار دارد.

➕ اکنون ما همه‌چیز را با پولی می‌خریم که به طلا متصل نیست.

اگر یک همبرگر ۵ یورو قیمت دارد، این ارزش فعلی آن در یک سیستم بدون اتصال به طلاست.

به‌محض اینکه پول دوباره به طلا متصل شود، این همبرگر دوباره ارزش‌گذاری می‌شود. مردم محاسبه خواهند کرد: «آیا واقعاً می‌خواهم برایش این مقدار طلا بپردازم؟»

می‌فهمی چه اتفاقی می‌افتد؟
ارزش هر چیزی که داریم می‌تواند جابه‌جا شود. برخی دارایی‌ها ممکن است به‌شدت سقوط کنند. برخی دیگر افزایش یابند.

حالا واقعاً با دقت گوش بده.

❌ خزانه‌های بسیاری از بانک‌های مرکزی آن‌قدر که بسیاری فکر می‌کنند پر نیست.

طلا از کجا باید بیاید تا پول جدید پشتوانه داشته باشد؟

در تاریخ، در چنین موقعیت‌هایی قوانین وضع یا دوباره فعال شده‌اند که مردم را موظف می‌کرد طلا یا دارایی‌هایشان را با اوراق قرضه دولتی معاوضه کنند.

این چیز تازه‌ای نیست. این تاریخ است. و تاریخ بیشتر از آنچه دوست داریم تکرار می‌شود.

تا واقعاً بفهمی که ما اینجا فقط چیزی سرهم نکرده‌ایم، بلکه دقیقاً می‌دانیم درباره چه صحبت می‌کنیم، مثال‌های بسیار ساده از زندگی واقعی برایت می‌آورم.

❌ تصور کن طلا خریده‌ای.
چه اتفاقی می‌افتد؟

سناریوی اول: تمام طلا مصادره می‌شود.

چرا؟

چون در تاریخ بشر آن‌قدر مصادره طلا اتفاق افتاده که با دو دست نمی‌توان آن‌ها را شمرد. بیشتر از این‌هاست.

آخرین نمونه بزرگ در آمریکا بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۷۴ بود.
در آن دوره هیچ شخص خصوصی اجازه نگهداری طلا نداشت.

هیچ‌کس.

تمام بانک‌ها موظف بودند طلایی را که در خزانه‌هایشان نگهداری می‌کردند، به دولت تحویل دهند.

و اگر طلایت را در بانک نگه داشته بودی؟
آن‌وقت بانک حق داشت – و موظف بود – آن را به دولت تحویل دهد.

از تو سؤال نمی‌شد.
از هیچ‌کس سؤال نمی‌شد.

سیستم همین‌طور کار می‌کند.

یک قانون به‌سادگی حذف نمی‌شود.
یک قانون یا فعال است یا در حالت تعلیق.

وقتی قانونی وجود داشته باشد، هر زمان می‌تواند دوباره فعال شود.

در حال حاضر چنین قوانینی در بسیاری از کشورها در حالت تعلیق هستند. چرا؟
چون تقریباً همه کشورها در مقطعی قوانین مصادره طلا تصویب کرده‌اند.

می‌توانی خودت بررسی کنی. در کشور خودت.

این اتفاق یک بار نیفتاده.
نه دو بار.
بارها و بارها.

و اگر آن روز فرا برسد؟
قانون به‌سادگی دوباره فعال می‌شود.

من دانشمندم.
درباره چیزهایی صحبت می‌کنم که می‌بینم یا می‌خوانم. نه درباره احساسات.

آیا متوجه شده‌ای هر کسی که بیش از ۲۰۰۰ یورو طلا بخرد، باید هویت خود را اعلام کند؟

چرا هنگام خرید طلا باید نام و نشانی‌ات ثبت شود؟

اگر خودرویی به ارزش ۱۰۰٬۰۰۰ یورو بخری، در صندوق فروشگاه از تو کارت شناسایی نمی‌خواهند.

اگر ۲۰۰۰ یورو لباس بخری، کسی کارت شناسایی‌ات را نمی‌خواهد.

اما برای طلا چرا.

چه «تصادف» عجیبی.

و اگر قانون دوباره فعال شود؟
نام‌ها به‌سادگی به نهاد مربوطه منتقل می‌شوند.
و طلا دیگر وجود ندارد.

من فقط درباره چیزی صحبت می‌کنم که می‌بینم و می‌خوانم.

سناریوی دوم.

فرض کن موفق شده‌ای طلایت را پنهان کنی.
آفرین.

و بعد لحظه‌ای می‌رسد که به آن نیاز داری.
مثلاً برای خرید نان.

چطور می‌خواهی این کار را انجام دهی وقتی همه‌چیز دیجیتال است؟

نانوایی مخمر را دیجیتال پرداخت می‌کند.
قبض آبش را دیجیتال.
برقش را دیجیتال.
کارمندانش را دیجیتال.
مالیاتش را دیجیتال.
همه‌چیز دیجیتال.

حتی پس‌اندازهایش دیجیتال است.

حالا تو با یک قطعه طلا می‌آیی.

او به چه دردی از آن استفاده کند؟

نمی‌تواند با آن قبض برقش را بدهد.
نمی‌تواند با آن به تأمین‌کنندگانش پرداخت کند.

مشکل را می‌بینی؟

سناریوی سوم.

اگر طلا مصادره شود، خیلی آرام به تو می‌گویند:

«اگر آن را به دولت تحویل ندهی و نزدت پیدا شود، جریمه سنگین – حتی تا زندان – در انتظار توست.»

در آمریکا تا ده سال زندان بود.

ده سال.

این جریمه پارکینگ نیست.

این‌قدر جدی بود.

حالا تصور کن در فرودگاه با طلا دستگیر شوی.

می‌خواهی چه بگویی؟

اینکه تصادفی داخل جیبت افتاده؟

می‌فهمی منظورم چیست؟

و این فقط درباره طلاست.

در مورد ارزهای دیجیتال حتی پیچیده‌تر است.

اما آن فصل جداگانه‌ای است.
اگر به آکادمی بپیوندی، مفصل درباره‌اش صحبت می‌کنیم.

اینجا واقعاً از حد خارج می‌شود.

❌ پیش از اینکه مثال دیگری بزنیم، بیایید درباره پول دیجیتال صحبت کنیم. اصلاً پول دیجیتال چیست؟ و چگونه کار می‌کند؟

پول دیجیتال ساده است: پول داخل کامپیوتر.

هر کس نام بیت‌کوین را شنیده باشد، درباره پول دیجیتال هم شنیده است.

حالا صادق باشیم:

آیا به ما نگفتند بیت‌کوین خطرناک است؟
آیا نگفتند: «دست نزن!»؟

و حالا سیاستمداران خودشان پول دیجیتال می‌سازند؟

فقط یک سؤال کوچک در حاشیه.

پول دیجیتال یعنی: تمام پول در کامپیوتر قرار دارد. دیگر نمی‌توانی آن را مثل پول نقد لمس کنی. نه اسکناس. نه سکه. فقط عدد روی صفحه.

این کامپیوترها در ساختمان‌های بانک مرکزی قرار دارند.
و بانک مرکزی بیست‌وچهار ساعت شبانه‌روز به نهادهای مالی و سایر نهادها متصل است.

یعنی پول تو در کامپیوتر بانک مرکزی قرار دارد.
و فقط از طریق گوشی هوشمند یا ساعت هوشمندت می‌توانی آن را ببینی.

فقط از همین طریق می‌توانی پرداخت کنی. فقط از همین طریق می‌توانی از پولت استفاده کنی.

گوشی نداری؟ دسترسی نداری.

حالا فکر کن.

کسی که از بیت‌کوین می‌ترسید – چرا نباید از پول دیجیتال دولتی بترسد؟

➕ حالا خوب گوش بده:

هر بار که با گوشی پرداخت می‌کنی، بانک مرکزی دقیقاً می‌داند:

– به چه کسی پول فرستاده‌ای
– چقدر
– چه زمانی
– و برای چه

هر تراکنش کاملاً قابل مشاهده است.

این یعنی مالیات می‌تواند به‌طور خودکار کسر شود. بدون اینکه از تو بپرسند. چون همه داده‌ها وجود دارد.

در بعضی کشورها، مثلاً کامرون، این می‌تواند هرج‌ومرج ایجاد کند.
یا فساد را پایان دهد. هر دو ممکن است.

چون وقتی هر تراکنش زیر نظر باشد، دیگر معامله «سیاه» وجود ندارد.

همه‌چیز از طریق سیستم انجام می‌شود.

برخی حالا می‌گویند:
«پس از ارزهای دیجیتال استفاده می‌کنم.»

اما این هم آن‌قدر ساده نیست.

درباره کریپتو، سهام، املاک و سایر دارایی‌ها بعداً مفصل صحبت می‌کنیم.

وقتی هر تراکنش کنترل شود، چیزی به وجود می‌آید که قبلاً نداشتیم:

کنترل کامل بر جریان پول.

و کسی که پول را کنترل کند، انسان را کنترل می‌کند.

با پول دیجیتال باید این را بفهمی:

پول واقعاً مال تو نیست.
فقط اجازه استفاده از آن را داری. بیشتر از این نه.

حالا به نکته‌ای می‌رسیم که بسیاری از کارشناسان درباره آن هشدار می‌دهند:

اگر به‌صورت منفی جلب توجه کنی – مثلاً در یک تظاهرات، در تخلفی، یا در چیزی که دولت خوشش نیاید – ممکن است پولت مسدود شود.

و اگر پولت مسدود شود – به کجا مراجعه می‌کنی؟
تو برای زندگی به پولت نیاز داری.

من فقط درباره چیزهایی صحبت می‌کنم که به‌صورت عمومی بحث می‌شوند.
می‌خوانم. می‌بینم. تحلیل می‌کنم.

وقتی جزئیات پول دیجیتال بانک مرکزی را بررسی می‌کنی، می‌فهمی: این یک تغییر عظیم است.

چرا معرفی می‌شود؟

شاید چون بسیاری از مردم واقعاً با آن درگیر نمی‌شوند. و اگر کسی درباره آن صحبت کند، سریع او را دیوانه می‌نامند.

متأسفانه اغلب همین‌طور است.

می‌فهمی چرا این پول جدید به‌طور انتقادی بررسی می‌شود؟

دنیا در حال تغییر است.
سؤال فقط این است: به کدام سمت؟

هدف ما تأثیر گذاشتن بر جهت حرکت است. به همین دلیل دانش را به اشتراک می‌گذاریم. و پولی که دریافت می‌کنیم مستقیماً برای کاشت درختان استفاده می‌شود.

پول دیجیتال می‌توانست صرفاً نسخه مدرن‌تری از سیستم فعلی باشد.
اما مفهوم آن به‌طور اساسی تغییر داده شد.

چرا؟

و چه کسی از آن سود می‌برد؟

اگر اکنون چشم‌ها را باز نکنیم، بعداً ممکن است غافلگیر شویم.

من هیچ‌کس را مجبور نمی‌کنم با ما همکاری کند. واقعاً نه.

پول زیادی در گردش است. به همین دلیل در برخی کشورها محدودیت‌هایی برای پول نقد وجود دارد. هر کس باید خودش بررسی کند در کشورش چه مقرراتی وجود دارد.

ما برای کاشت درخت به پول نیاز داریم. این واقعیت است.
اگر پولت را فقط نگه داری و سیستم به‌طور اساسی تغییر کند، ارزش آن می‌تواند جابه‌جا شود.

این همان دوراهی است.

در نهایت همه‌چیز به اعتماد برمی‌گردد.

اگر به یکدیگر اعتماد کنیم، می‌توانیم با هم چیزی را به حرکت درآوریم. مثل ماژلان در گذشته. سفر بزرگ. ریسک بزرگ. رؤیای بزرگ.

❌ یک مثال عملی دیگر در پایان: پول نقد.

خیلی‌ها پس‌اندازشان را در حساب بانکی نگه می‌دارند.
خیلی‌ها هم مقداری پول نقد در خانه دارند، برای روز مبادا.

و حالا می‌رسیم به چیزی که در عمل ممکن است اتفاق بیفتد.

یک صبح از خواب بیدار می‌شوی و می‌شنوی: پول جدید آمده است. و به طلا متصل است. در نگاه اول خوب به نظر می‌رسد. باثبات. امن. بالاخره نظم.

اما برای تو ممکن است یک معنا داشته باشد: پول قدیمی‌ات بی‌ارزش می‌شود.

چرا؟

پول تو به طلا متصل نیست. پول جدید هست.
چطور یک پول بدون پشتوانه می‌تواند با پولی که پشتوانه طلا دارد رقابت کند؟ منطقی فکر کنی – نمی‌تواند.

غیرواقعی به نظر می‌رسد. اما فقط تصورش کن.

اگر با پول قدیمی همه‌چیز خوب است، چرا اصلاً پول جدید معرفی می‌شود؟
آیا شخصاً احساس می‌کنی پولت کار نمی‌کند؟ احتمالاً نه، درست است؟
و با این حال پول جدید معرفی می‌شود.

کمی خارج از چارچوب فکر کن.

نمی‌شود پول جدید معرفی کرد، بدون اینکه آن را تغییر داد. وگرنه جدید نیست. منطقی است، نه؟

پس متفاوت خواهد بود. قطعاً متفاوت از امروز.

و اگر دولت چیزی را «متفاوت» کند – آیا خودکار باور می‌کنی که فقط به نفع ماست؟ این ادعا نیست. فقط یک سؤال است.

در اصل، پول را می‌توان به دو شکل تغییر داد:

(۱) از پول الکترونیکی که امروز می‌شناسیم، به پول دیجیتال بانک مرکزی.
(۲) از پول بدون پشتوانه طلا به پول دارای پشتوانه طلا.

و هر دو در حال رخ دادن هستند.

این یعنی: اگر هنوز پول نقد داشته باشی وقتی سیستم جدید می‌آید، ممکن است سخت شود.

اگر پول کاملاً دیجیتال شود – با پول نقد کجا می‌خواهی پرداخت کنی؟

اگر پول جدید به طلا متصل باشد – پول نقد امروزی ارزشش را از دست می‌دهد، چون پشتوانه طلا ندارد. فقط کاغذ است. و سیستم جدید ارزش را تعیین می‌کند.

متوجه شده‌ای که در بسیاری از کشورها پول نقد محدود می‌شود؟
چرا؟

نمی‌خواهند ناگهان همه پول نقدشان را از حساب بیرون بکشند و بازار را پر کنند. چون اگر این اتفاق بیفتد، قیمت‌ها سریع و شدید بالا می‌روند.

به همین دلیل سقف پرداخت نقدی تعیین می‌شود. چیزهایی که سی سال پیش تقریباً غیرقابل تصور بود.

دنیا همین‌طور تغییر می‌کند. قدم به قدم. و بسیاری متوجه نمی‌شوند. به‌ویژه بزرگسالان.

کسی که پول نقد زیادی دارد، باید خوب تحقیق کند و مشورت بگیرد.
کسی که پول نقد کمی دارد، باید فکر کند چگونه هوشمندانه از آن استفاده کند.

بیش از این چیزی برای گفتن نیست. زمانه در حال تغییر است. شاید سریع‌تر از آنچه فکر می‌کنیم.

و این توصیه مالی نیست.
تنها چیزی که برای من مهم است: کاشت درخت.

اگر لازم باشد صریح درباره این موضوع صحبت کنم تا درخت بکارم، این کار را می‌کنم.

ما دستمان را دراز کرده‌ایم.
هر کس آن را بگیرد، خواهد فهمید چه باید بکند.

❌ ما در برابر یک وظیفه عظیم ایستاده‌ایم.
و فقط با اعتماد متقابل می‌توانیم آن را حل کنیم. بیشتر از این نیست.

ابرمیلیاردرها افرادی مثل ری دالیو دارند.
او به آن‌ها می‌گوید چه کنند.
و در مقابل میلیون‌ها پرداخت می‌کنند.

ما کار دیگری می‌کنیم.

ما دانش را با پول مبادله می‌کنیم.
و با آن پول، به تعداد انسان‌های روی زمین درخت می‌کاریم. این از ابتدا برنامه بود.

بله، ما به پول نیاز داریم.
چون بدون پول نمی‌شود درخت کاشت.

اما اینجا نیستیم که میلیون‌ها جمع کنیم.
گفتیم: ۱۰۰٬۰۰۰ یورو برای همراهی شخصی.

یعنی چه؟

همراهی شخصی یعنی:
تماس مستقیم با ما.
با من یا یکی از اعضای تیم.
وضعیت تو را بررسی می‌کنیم.
قدم‌به‌قدم جلو می‌رویم.
دقیق توضیح می‌دهیم با چه چیزی روبه‌رو هستیم.

هزینه آن ۱۰۰٬۰۰۰ یورو است.
و ظرفیت محدود است.

اگر ۱۰۰ نفر ثبت‌نام کنند، فعلاً بسته می‌شود.
بعد روی همان ۱۰۰ نفر تمرکز می‌کنیم.
بقیه باید منتظر بمانند.

می‌دانیم ۱۰۰٬۰۰۰ یورو برای بسیاری مبلغ بالایی است.

به همین دلیل نسخه آنلاین وجود دارد.

آنلاین یعنی:
همه چیز را به‌صورت نوشتاری و ویدیویی دریافت می‌کنی.
می‌توانی سؤال بپرسی.
مستقل کار می‌کنی، اما با ساختار مشخص.

هزینه آن ۳۵٬۰۰۰ یورو است.

یک بار دیگر روشن بگویم:
ما دانش را با پول مبادله می‌کنیم.

❌ و اینجا نکته مهم:

در حال حاضر نسخه آنلاین را با ۳۵٬۰۰۰ یورو ارائه نمی‌کنیم،
بلکه با ۹٬۰۰۰ یورو.

چرا؟

چون سیستم جدید ما هنوز در حال ساخت است.

برنامه‌نویسان ما شبانه‌روز کار می‌کنند
تا سیستمی بسازند که بتواند افراد بسیار زیادی را هم‌زمان بپذیرد.

بعداً کلاس‌های جداگانه خواهد بود:
فقط املاک.
فقط طلا.
فقط کریپتو.
آن‌وقت می‌توانی هدفمند انتخاب کنی و کمتر بپردازی.

در حال حاضر هنوز بسته کامل ارائه می‌شود.

وقتی سیستم جدید آماده شود،
قیمت‌ها به سطح عادی بازمی‌گردند:

۳۵٬۰۰۰ یورو آنلاین.
۱۰۰٬۰۰۰ یورو حضوری.

در نهایت همه‌چیز به اعتماد برمی‌گردد.

❌ یا به ما اعتماد می‌کنی –
یا صبر می‌کنی و می‌بینی چه می‌شود.

واقعیت این است:

اگر پول جدید به طلا متصل شود،
همه‌چیز برای کسانی که کاملاً در سیستم قدیمی مانده‌اند تغییر می‌کند.

منطق را می‌بینی؟

سهام.
پرتفوی‌ها.
اوراق قرضه.

همه با پولی خریده شده‌اند که به طلا متصل نیست.

اگر سیستم تغییر کند،
ارزش‌گذاری هم تغییر می‌کند.

برخی دارایی‌ها به‌شدت سقوط می‌کنند.
برخی شاید اندکی باقی بمانند.

ریسک واقعی است.

اما اگر با ما کار کنی،
شانس تو برای حفظ بخش بزرگی از دارایی‌ات به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌یابد.

❌ دانش در برابر درخت.
این از ابتدا توافق بود.

هدف ما کاشت درخت است.
بیشتر از این نه.

و فقط می‌توانیم به کسانی کمک کنیم
که همان‌طور فهمیده‌اند:
در مورد اقلیم باید اکنون اقدام کرد.

یک دوره نوشتاری کوچک هم وجود دارد.

برای کسانی که فعلاً سرمایه ندارند.

این دوره آمادگی است.

چون زمان‌های آینده با امروز متفاوت خواهد بود.

و کسی که آماده است، پایدارتر می‌ایستد.

امیدوارم متوجه شده باشی.

امیدوارم آنجا ببینمت.
امیدوارم با هم راه‌حلی پیدا کنیم.

اگر ۱۰۰٬۰۰۰ یورو داری،
به ما ایمیل بزن به آدرس info@francis-tonleu.org

یا از طریق واتس‌اپ با شماره +49 177 170 3797.

همه چیز دیگر را می‌توانی آنلاین رزرو کنی.

اکنون همه چیز را می‌دانی.

یک پرچم سفید بالا ببر.
چون پول وقتی انسان مرده باشد، هیچ ارزشی ندارد.

ممنون.